کتاب صوتی پاسبان
نویسنده: محمد مولانا
مترجم: -
راوی: محمد مولانا
تدوین صوتی: شایان الهی مجد
مدیر پروژه: لیدا محمودی
ناشر: پایا
صدابردار: محمدمهدی اداوی
ناظر کیفیت: سحر ایزدپناه
زمان: 02:09:00
شنیدن نسخه صوتی کتاب
معرفی کتاب
کتاب صوتی پاسبان نوشتهی محمد مولانا داستانی اجتماعی، مذهبی و واقعگرایانه است که روایتی متفاوت از زندگی مردی به نام کریم ارائه میدهد؛ جوانی روستایی که بهدلیل نذری قدیمی و عشق و ارادتی که به امامزادهی زادگاهش در رشت دارد، قدم به قدم از یک خادم ساده به جایگاهی میرسد که هیچوقت تصورش را نمیکرد.
دربارهی کتاب صوتی پاسبان
داستان در روستایی سرسبز حوالی رشت آغاز میشود؛ جایی که کریم پس از چندین فقدان در خانواده، با نذر و امید مادرش به دنیا میآید. تقدیر—or شاید باور مردم—او را از همان کودکی به امامزاده گره میزند. سالها بعد، مجموعهای از اتفاقات و همزمانیها باعث میشود مردم روستا، کریم را شایستهی تولیت امامزاده بدانند و ردای خدمت را بر دوش او بگذارند.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به داستانهای فارسی با لایههای اجتماعی، مذهبی و واقعگرایانه علاقهمندید یا از روایتهایی خوشساخت دربارهی سنت، باور، قدرت و وسوسه لذت میبرید، پاسبان برایتان اثری شنیدنی و تأملبرانگیز خواهد بود.
در بخشی از کتاب صوتی پاسبان میشنویم
یک روز نزدیک غروب که گیوه را ور کشیده بود و تسبیحزنان به سمت امامزاده روان شده بود، از دور چشمش به چادر گلگلی خوشرنگ دخترکی افتاد که روی زمین خم شده بود و وسایلی را که از سبد خریدش بر روی زمین پخش شده بود جمع میکرد. نزدیکتر شد. ظاهراً دخترک پایش لغزیده و پخش زمین شده و وسایلش به اطراف پراکنده شده بود. کریمآقا پیش رفت و دلجویی کرد و در جمعوجور کردن لوازم و اسباب پراکندهشده به داخل سبد یاریاش داد. دخترک از تنها مغازهی موجود در روستا که متعلق به نجفقلی نامی بود مایحتاج منزلشان را خریده بود و تازه دو پیچ بالاتر رسیده بود که نقش زمین گشته بود. آخرین وسیلهی باقیمانده بر روی زمین، یک قوطی رب گوجه بود که کریمآقا برداشت و خواست داخل سبد بگذارد که تازه با دخترک چشم در چشم شد.