کتاب صوتی مهمانی شام
نویسنده: فریدا مک فادن
مترجم: مریم حسین نژاد
گوینده: سامیه عطایی
صدا پیشگان: کوروش زارع پناه, میثم کبیری
تدوین صوتی: بهزاد بهادر
مدیر پروژه: لیدا محمودی
ناشر: بامداد سیام
صدابردار: حانیه رستمی
ناظر کیفیت: آرین فخاری
زمان: 04:57:20
شنیدن نسخه صوتی کتاب
معرفی کتاب
اگر این بار قرار باشد شما تصمیم بگیرید داستان چطور پیش برود، چه انتخابی میکنید؟
مهمانی شام نوشتهی فریدا مکفادن یک تریلر روانشناختی متفاوت است که شما را تنها شنوندهی ماجرا نمیگذارد. در طول داستان با دوراهیهایی روبهرو میشوید و انتخابهایتان میتوانند مسیر روایت را تغییر دهند؛ به همین دلیل، این کتاب صوتی بیش از بیست پایان متفاوت پیش روی شما قرار میدهد.
دربارهی کتاب صوتی مهمانی شام
داستان با اسلون آغاز میشود؛ دختری که بهعنوان پیشخدمت در یک غذاخوری کار میکند و به دلیل بدهیها و مشکلات مالی، روزهای سختی را پشت سر میگذارد. او حتی دو هفته است که اجارهی خانهاش را پرداخت نکرده و همخانهاش، بلر، به او هشدار داده اگر خیلی زود پولی فراهم نکند، جایی برای ماندن نخواهد داشت.
در چنین شرایطی، ایوری، دوست قدیمی اسلون، پیشنهادی وسوسهبرانگیز به او میدهد: یک شب پیشخدمتی در مهمانی شامی خصوصی با دستمزدی که میتواند مشکلات مالی او را برای مدتی حل کند. اسلون پیشنهاد را میپذیرد و راهی عمارتی مجلل و دورافتاده در کوهستان پیتون میشود؛ جایی که برف سنگین و قطع شدن سیگنال GPS، مسیر رسیدن به آن را دشوار کرده است.
اما مشکل اصلی اسلون زمانی آغاز میشود که وارد عمارت میشود.
مهمانیای که از همان ابتدا عجیب است
فضای عمارت و رفتار مهمانان خیلی زود این سؤال را برای اسلون ایجاد میکند که چرا برای یک شب پیشخدمتی، چنین دستمزد غیرعادیای پیشنهاد شده است. او در آنجا با کارسون، پیشخدمت جذاب عمارت، آشنا میشود؛ مردی که هشدارهای مبهمش دربارهی خطر، چیزی به نگرانیهای اسلون اضافه میکند.
در ادامه، او با داونپورت ونتورث و اعضای ثروتمند «انجمن خورندگان ماجراجو» روبهرو میشود؛ گروهی که علایق و سرگرمیهای غیرمعمولشان، مهمانی را به فضایی عجیب و غیرقابل پیشبینی تبدیل کرده است.
در این میان، اسلون هرچه بیشتر در ماجرا پیش میرود، بیشتر احساس میکند چیزی در این مهمانی درست نیست. اما در مهمانی شام قرار نیست فقط شخصیت اصلی داستان تصمیم بگیرد چه اتفاقی بیفتد؛ این بار انتخاب با شماست.
شما انتخاب میکنید؛ داستان تغییر میکند
ویژگی متفاوت این تریلر روانشناختی، ساختار تعاملی آن است. در نقاط مختلف داستان، با انتخابهایی مواجه میشوید که میتوانند مسیر روایت را بهکلی تغییر دهند. اعتماد کردن به یک شخصیت، کمک کردن به فردی دیگر، سوار کردن یک مسافر یا حتی تصمیمی که در نگاه اول کاملاً ساده به نظر میرسد، ممکن است شما را به بخشی کاملاً متفاوت از داستان ببرد.
به همین دلیل، مهمانی شام یک داستان با یک مسیر و یک پایان مشخص نیست. بیش از بیست پایان متفاوت در انتظار شماست؛ از پایانهایی که به نجات و موفقیت ختم میشوند تا سرنوشتهایی غیرمنتظره و حتی مرگبار. همین ویژگی باعث میشود شنیدن دوبارهی کتاب، الزاماً به معنای تکرار تجربهی قبلی نباشد.
مهمانی شام با صدای سه گوبنده
نسخهی صوتی مهمانی شام با ترجمهی مریم حسیننژاد و با صدای سامیه عطایی، کوروش زارعپناه و میثم کبیری منتشر شده است. چندصدایی بودن روایت، در کنار ساختار انتخابمحور اثر، به فضای داستان و شخصیتهای آن تنوع بیشتری میدهد و تجربهی شنیدن این تریلر را از یک روایت صوتی معمولی متمایز میکند. این اثر با همکاری نشر صوتی موج کتاب و انتشارات بامداد سیام عرضه شده است.
در نکوداشت کتاب مهمانی شام
یکی از کاربران گودریدز، ساختار انتخابمحور کتاب را یادآور مجموعه کتابهای «سرنوشتت را خودت انتخاب کن» دانسته و از حس نوستالژیک و سرگرمکنندهی آن گفته است. کاربر دیگری نیز این رمان را اثری متفاوت، غیرقابلپیشبینی و سرگرمکننده توصیف کرده و پایانهای غیرمنتظرهی آن را از ویژگیهای جذاب کتاب دانسته است.
کتاب صوتی مهمانی شام برای شما مناسب است اگر
به تریلرهای روانشناختی و داستانهای معمایی علاقه دارید.
دوست دارید هنگام شنیدن یک کتاب، بهجای دنبال کردن صرف یک روایت، در مسیر داستان نقش داشته باشید.
از داستانهایی با پایانهای متعدد و غیرقابلپیشبینی لذت میبرید.
از طرفداران فریدا مکفادن هستید و به دنبال تجربهای متفاوت از آثار او میگردید.
به داستانهایی علاقه دارید که با هر انتخاب، احتمال دارد شما را به سمت یک راز یا پایان تازه هدایت کنند.
در بخشی از کتاب صوتی مهمانی شام میشنویم
با اینکه چیزی در اعماق وجودتان میگوید این تصمیم اشتباه است، دنبال آقای ونتورث بهسمت طبقهی آخر میروید.
این پلکان هم تقریباً به همان اندازه طولانی است و دستکم پنج بار در طول مسیر وسوسه میشوید به او بگویید میخواهید برگردید.
اما حالا دیگر تصمیم خود را گرفتهاید.
وقتی سرانجام به بالای پلهها میرسید، دو درِ بسته روبهروی شما قرار دارد. آقای ونتورث شما را بهسمت نخستین در میبرد. دستش را روی دستگیره میگذارد و میگوید: «این، اتاق مهمان لوکس ماست.»
در را با حالتی نمایشی باز میکند، انگار قرار است شما را وارد تالاری باشکوه کند. ازاینرو کمی جا میخورید، وقتی میبینید تنها وسایل داخل اتاق عبارتاند از: یک تخت تاشوی کوچک که لکههای قرمز تیره رویش دیده میشود، یک یخچال کوچک و یک سطل.
میپرسید: «اِم… مهمونهای زیادی اینجا میآن؟»
او پاسخ میدهد: «خیلی زیاد. همه میگن اقامت در اینجا مثل بودن تو چشمهی آبگرم کوچیکه.»
به نظر شما اصلاً شبیه چشمهی آبگرم نیست، هرچند باید اعتراف کنید از اتاقخواب خودتان در خانه کمی بهتر به نظر میرسد.
او در را پشت سرش میبندد و شما بهسمت آخرین اتاق میروید.
آقای ونتورث حالا از شدت هیجان میدرخشد و میگوید: «این بخش محبوب من در تمام بازدیده. خودتون رو آماده کنین!»