کتاب صوتی جنایت در روز روشن
نویسنده: آگاتا کریستی
مترجم: پوران کاوه
راوی: رامین سلیمی, فاطمه صداقتی, ناهید حجت پناه, فریبا بکلو, خاطره محمودیان, زهرا سلیمی, نگار بختیاری, کتایون صفویه مقدم, مریم بیانی
تدوین صوتی: بهزاد بهادر
ناشر: گویا
صدابردار: پرناز دولتیاری
ناظر کیفیت: سحر ایزدپناه
زمان: 07:49:27
شنیدن نسخه صوتی کتاب
معرفی کتاب
اگر در روشنترین ساعت روز قتلی رخ دهد، آیا حقیقت هم به همان اندازه آشکار خواهد بود؟ کتاب صوتی جنایت در روز روشن نوشتهی آگاتا کریستی، یکی از مشهورترین ماجراهای هرکول پوآرو است؛ رمانی پرتعلیق که در فضایی آفتابی و آرام آغاز میشود اما خیلی زود به معمایی پیچیده و نفسگیر تبدیل میگردد. این اثر با ترجمهی پوران کاوه و اجرای گروهی از راویان حرفهای، تجربهای شنیدنی و جذاب برای دوستداران داستانهای جنایی فراهم کرده است.
در تعطیلاتی که قرار بود آرام و بیدغدغه باشد، هرکول پوآرو با قتل آرلنا مارشال، زنی زیبا و جنجالی، روبهرو میشود. زنی که حضورش احساسات متضادی از تحسین، حسادت و نفرت را در اطرافیانش برانگیخته بود. حالا در جزیرهای کوچک و در میان گروهی محدود از مظنونان، پوآرو باید با تکیه بر هوش و دقت مثالزدنی خود، پرده از راز این جنایت بردارد.
آگاتا کریستی در این رمان، همانند دیگر آثار درخشانش، با شخصیتپردازی دقیق، سرنخهای هوشمندانه و فضایی سرشار از تعلیق، مخاطب را تا آخرین لحظه درگیر حدس و گمان نگه میدارد. جنایت در روز روشن تنها یک داستان قتل نیست؛ روایتی است دربارهی انگیزههای پنهان، روابط انسانی و رازهایی که گاهی در روشنترین نورها پنهان میمانند.
نسخهی صوتی این اثر با روایت رامین سلیمی، فاطمه صداقتی، ناهید حجتپناه، فریبا بکلو، خاطره محمودیان، زهرا سلیمی، نگار بختیاری و مریم بیانی و به کارگردانی رامین سلیمی منتشر شده و نشر صوتی موج کتاب آن را در اختیار علاقهمندان قرار داده است.
کتاب صوتی جنایت در روز روشن برای شما مناسب است اگر:
به رمانهای جنایی و معمایی کلاسیک علاقه دارید.
از ماجراهای هرکول پوآرو و آثار آگاتا کریستی لذت میبرید.
دوست دارید در یک بازی ذهنی پر از سرنخهای پنهان و غافلگیریهای جذاب شرکت کنید.
به دنبال یک کتاب صوتی پرکشش برای ساعتهای فراغت خود هستید.
در بخشی از کتاب صوتی جنایت در روز روشن میشنویم
باریک و قدبلند بود با لباس شنای سفید و صورت برنزهای زیبا، مشخصات یک مجسمه را داشت با موهای شرابی رنگ روشن که بهشکل حلقه حلقههای کوچک دور گردنش ریخته بود. حالت پوستش نشان میداد که حدود سی ساله است اما جوانتر و بسیار سرزنده و بانشاط به نظر میرسید. در عین حال صورتش مثل چینیها بیحالت و گوشۀ چشمهای آبی تیرهاش کمی رو به بالا بود. یک کلاه چینی فانتزی ِمقوایی به رنگ سبز لجنی بر سر داشت. با این خصوصیات، بقیۀ زنان ساحل در مقابل او حقیر و معمولی به چشم میآمدند و بهشکلی غیرقابل کنترل، چشم تمام مردهای آنجا مات او شده بود.
چشمهای هرکول پوآرو باز شد، سبیلش تکانی خورد. سرگرد باری صاف نشست و چشمهای ورقلمبیدهاش برجستهتر شد، پدر روحانی استفن لین هم که در سمت چپ پوآرو قرار داشت نفس عمیقی کشید و با حالتی جدیتر او را نگاه کرد.
سرگرد باری با صدایی گرفته و زمخت گفت:
آرلنا استوارت، قبلاز ازدواج با مارشال و قبلاز اینکه از تئاتر کنارهگیری کند اسمش این بود، چندینبار او را در جاهای مختلف دیدهام، بد مالی نیست، نه؟
کریستین ردفرن با لحنی خشک و آرام گفت:
بله، خوشگل است، بیشتر شبیه بعضی حیوانهای ملوس است.
امیلی بروستر با صدای زمختش گفت:
داشتید در مورد شر صحبت میکردید آقای پوآرو، به نظر من این زن تجسم شیطان است، آدم خوبی نیست، چیزهای زیادی دربارهاش میدانم.
آخرین نظرات
نظر خود را بنویسید
کتاب های مشابه
تنها کسی که باقی ماند
مترجم:
مهسا فیروزه چی
راوی:
انسیه سعیدی, نگین خواجه نصیر, کوروش زارع پناه, فاطمه صداقتی, فریبا حاجی محمدی
هزینه: 170,000 تومان