کتاب صوتی اگر من صورت تو را داشتم
نویسنده: فرانسس چا
مترجم: شیوا اردوئی
راوی: فاطمه صداقتی, شیوا اردوئی, سارا نوری, مرجان عابدینی
تدوین صوتی: یاسمن طاهری
مدیر پروژه: لیدا محمودی
ناشر: آسیم
صدابردار: پرناز دولتیاری
ناظر کیفیت: شایان الهی مجد
زمان: 10:19:27
شنیدن نسخه صوتی کتاب
معرفی کتاب
روایتی از سئولِ درخشان و بیرحم
کتاب صوتی «اگر من صورت تو را داشتم» (If I Had Your Face) اثر فرانسس چا، فراتر از یک رمان داستانی است؛ این کتاب پنجرهای است رو به لایههای پنهان، خیرهکننده و در عین حال بیرحمِ سئولِ مدرن. نویسنده در این اثر مسحورکننده، سرنوشت چهار زن جوان را در شهری به تصویر میکشد که در آن «زیبایی» نه فقط یک ویژگی، که ابزار بقا و در عین حال، بزرگترین منبعِ فشار و رقابت است. این کتاب که در لیست نامزدهای جایزهی گودریدز قرار داشته، آینهای تمامنما از تناقضهای جامعهی امروز کره است.
دربارهی کتاب صوتی اگر من صورت تو را داشتم
سئول در نگاه اول شهری است که در نورهای نئون میدرخشد و با استانداردهای بالای زندگی شناخته میشود؛ اما زیرِ این پوستهی فریبنده، سایههایی وجود دارد که تنها ساکنان واقعیاش از آن خبر دارند. داستان با چهار زاویهی دیدِ متمایز روایت میشود که هر یک، بخشی از معضلاتِ مدرنیتهی کرهای را بازتاب میدهند:
کیوری: زنی با زیباییِ خیرهکننده که وارد دنیای پرهزینه و تاریکِ «رومسالونها» (بارهای خصوصی) شده است؛ جایی که یک اشتباه میتواند به قیمتِ حذف شدن از چرخهی رقابت تمام شود.
وونا: زنی باردار که درگیرِ ترسها و ناامنیهای اقتصادی است و آیندهی فرزندش را در ابهام میبیند.
میهو: هنرمندی که سعی دارد گذشتهی یتیمانهاش را پشتِ موفقیتی که در نیویورک کسب کرده، پنهان کند.
آرا: آرایشگری که برای فرار از زخمهای گذشته، به دنیای پرزرقوبرقِ ستارگان «کی-پاپ» پناه میبرد.
فرانسس چا با نگاهی رئالیستی و جزئینگر، از «جنون کمال» در کره میگوید—از جراحیهای پلاستیکِ سنگین تا رقابتهای خردکنندهی اقتصادی که گاهی تا مرزِ از دست دادنِ هویت پیش میرود. همانطور که منتقدان اشاره کردهاند، این کتاب همانقدر که روشنگر است، میتواند با نمایش لایههای پنهانِ طبقاتی، یادآورِ فضایِ عمیق و افشاگرانهی فیلم «انگل» (Parasite) باشد.
مشخصات نسخهی صوتی
این اثر با تلاش نشر صوتی موج کتاب و همکاری انتشارات آسیم تهیه شده است. برای بازنماییِ هرچه بهترِ این چهار راوی، از تیم گویندگان برجستهی فاطمه صداقتی، شیوا اردوئی، سارا نوری و مرجان عابدینی بهره گرفته شده و ترجمهی اثر نیز بر عهدهی شیوا اردوئی بوده است.
جوایز و افتخارات
نامزد فهرست بلند جایزهی دیلن توماس (Dylan Thomas Prize)
نامزد جایزهی انتخاب گودریدز (Goodreads Choice Award) در بخش داستان
در فهرست برترین کتابهای سال به انتخاب نشریات معتبر تایم، NPR، اسکوایر، نیویورک پست و…
نکوداشتها
«قدرتمند و محرک! رمانی دربارهی قدرت، روحیه و تابآوری زنان و تسلایی که گاهی یک دوست میتواند به ارمغان بیاورد.» (واشنگتن پست)
«مجذوبکننده، روشنگر و متقاعدکننده؛ این رمان مانند فیلم «انگل»، افشاگرِ نظام طبقاتی در کرهجنوبی است.» (ایندیپندنت)
کتاب صوتی «اگر من صورت تو را داشتم» برای شما مناسب است اگر:
به داستانهای واقعگرا، ملموس و درامهای اجتماعی با راوی اولشخص علاقه دارید.
به دنبال آثاری با نگاه انتقادی و دغدغهمند نسبت به جوامع مدرن هستید.
میخواهید به دلِ واقعیتهایِ صنعتِ سرگرمی، زیبایی و نابرابریهای اجتماعی در کرهی جنوبی سفر کنید.
در بخشی از کتاب صوتی اگر من صورت تو را داشتم میشنویم
پارسال مادربزرگم به خاطر کهولت سن در سوان مرد. موقع مرگش تنها بود. منظورم اینه که هیچکدام از اعضای خانواده کنارش نبودند. پیرزنی که در تخت کناریاش بود، پرستار را صدا زده بود تا جسدش را ببرد چون بو گرفته بود. وقتی خبر را شنیدم ناراحت شدم چون باید از سر کار میرفتم خانه و استراحت میکردم. پدرم خبر را بهم داد. «تو لازم نیست برای خاکسپاری بری.» وقتی بچه بودم و حتی بعد که بزرگتر شدم، عادت داشتم که درباره مرگش خیالپردازی کنم. به پدرم گفتم که «قصد رفتن هم نداشتم.» من و پدرم هرگز در مورد سالهایی که پدر خارج از کشور کار میکرد و من با مادربزرگ زندگی میکردم، با هم حرف نزده بودیم. فقط گاهی وقتها یکی از ما غیرمستقیم به چیزی در مورد او اشارهای میکردیم.
مثلاً اینکه «این شبیه سگیه که وقتی به مدرسه راهنمایی میرفتم مادربزرگ یک روز با خودش به خونه آورد» و یا «آن کلبه شبیه کلبه حیاط خانه مادربزرگه.» اما اینها جملاتی بود که هیچکدام از ما دنبال جوابی برایش نبودیم. شوهرم آن روز زود به خانه آمد. احتمالاً پدرم سر کار بهش زنگ زده بود. در اتاق خواب با چشمهای باز دراز کشیده بودم که وارد شد. کنارم نشست و رو گرفت. نمیدانم در مورد اینکه من چه احساسی داشتم با خودش چه فکری میکرد. میدانست که مادربزرگم در بچگی من را بزرگ کرده و اینکه من هرگز در موردش با او حرفی نزده بودم و برای دیدنش هم نرفته بودم. پس یک چیزهایی باید فهمیده باشه. ولی من واقعاً توان نداشتم راجع به خاطراتم با او حرف بزنم. میتوانم صورت گرد و مهربانش را که سعی میکند بدون احساس و دلسوزانه نگهش دارد در ذهنم تصور کنم. باید از جا پاشم و برم.
آخرین نظرات
نظر خود را بنویسید
کتاب های مشابه
مهارتهای زندگی زناشویی
مترجم:
سید شمس الدین حسینی, الهام آرام نیا
راوی:
ناهید حجت پناه
هزینه: 180,000 تومان