کتاب صوتی باجه تلفن میان دو دنیا
نویسنده: لائورا ایمای مسینا
مترجم: مژگان رنجبر
راوی: فاطمه صداقتی
تدوین صوتی: صادق مهرانی
مدیر پروژه: لیدا محمودی
ناشر: گویا
صدابردار: محمدمهدی اداوی
ناظر کیفیت: ناهید مظاهری
زمان: 07:30:00
شنیدن نسخه صوتی کتاب
معرفی کتاب
اگر فرصتی دوباره برای گفتوگو با عزیزان ازدسترفتهتان پیدا کنید، آیا قلبتان توان شنیدن آن صدا را دارد؟ لائورا ایمای مسینا در کتاب صوتی «باجهی تلفن میان دو دنیا» اثری تأثیرگذار خلق کرده که بهسرعت مرزهای جغرافیا را پشت سر گذاشت و در شمار کتابهای پرفروش جهان قرار گرفت. او داستان باغی خیالی-واقعی در ژاپن را روایت میکند؛ مکانی که در آن یک باجهی تلفن بدون اتصال، دروازهای نمادین میان زندگی و نبودن است و به سوگواران اجازه میدهد حرفهایی را که هرگز فرصت بیانشان را نیافتند، در سکوت طبیعت فریاد بزنند.
معرفی و تجربهی شنیداری کتاب
گوش سپردن به این داستان صوتی، مانند قدم زدن در میان برگهایی است که زیر پای خاطرات خشخش میکنند. نسخهی صوتی این کتاب با همکاری نشر صوتی موج کتاب و انتشارات گویا منتشر شده و ترجمهی روان مژگان رنجبر همراه با روایت گرم فاطمه صداقتی، فضای ژاپنی اثر را با نرمی و عمق احساسیاش بهخوبی منتقل میکند.
نکوداشتها و دیدگاهها درباره کتاب
منتقدان این اثر را روایت لطیف سوگواری دانستهاند؛ داستانی انسانی که نشان میدهد بازماندگان چگونه با کمک ارتباط، طبیعت و حضور دیگران، دوباره راهی به سوی زندگی پیدا میکنند. آنها از کتاب به عنوان اثری یاد کردهاند که پلی بین سکوت و بیان، میان فقدان و امید میسازد و سوگواری را از تنهایی بیرون میآورد و تبدیل به اشتراک و فهم متقابل میکند.
کتاب صوتی باجهی تلفن میان دو دنیا مناسب چه کسانی است؟
این کتاب تجربهای آرام اما عمیق است؛ مناسب علاقهمندان ادبیات روز دنیا، دوستداران داستانهای احساسی ژاپنی و بهویژه افرادی که با فقدان عزیزی زندگی میکنند و در مسیر التیام، به واژهها و داستانها پناه میبرند. شنیدن این کتاب میتواند برای سوگواران همان تلفن خیالانگیزی باشد که حتی اگر پاسخی نشنوی، گفتوگو با آن، باری از شانهات برمیدارد.
در بخشی از کتاب صوتی باجهی تلفن میان دو دنیا میشنویم
در خواب، دختر سهسالهاش را که هنوز زنده اما بیصدا بود راهنمایی میکرد؛ بیصدا از زمانی که مادرش را ازدستداده بود. بخش رؤیابین وجودش هر آموزهای را به ذهنش میرسید به او میگفت. دستهای کوچک دخترش را میگرفت و درحالیکه بین کف دستهای خود یکسره نوازششان میکرد، شیوهی درست انجام کارها را به او میگفت: «چاپستیکها رو توی غذا فرو نکن، اینجوری بذارشون پایین؛ وقتی خمیازه میکشی دستت رو بذار روی دهنت، و قبل از غذاخوردن بگو ایتاداکیماسو، بله، سرت رو کمی خم کن، اینطوری؛ وقتی میرسی خونه، همیشه دستات رو بشور و از همهچیز مهمتر اینکه با قلبت لبخند بزن، نه فقط با دهنت.»
وقتی همسرش زنده بود همیشه میگفت: «ادب و تربیت؛ ادب و تربیت از همهچی مهمتره.» و فوجیتا سان موافق بود. باورداشت حالا که همسرش از دنیا رفته، این موضوع اهمیت بیشتری دارد. او به این واژهها ایمانی بیچونوچرا داشت، دستوراتی که ذهنش را آکنده بود و طی یکعمر تکرار میشد؛ عبارات بسیار واضحی که صدای مادرِ دخترش و صدای خود او بهعنوان پدر را با خود داشت، عباراتی که بهتدریج از آن دو جدا و تبدیل به عبارات دخترک میشدند.
«اینا چیزهایی بودن که همسرم به دخترمون میگفت. هرروز میشنیدمشون، اما هیچوقت خودم اونا رو به زبون نمیآوردم. واگذارشون کرده بودم به عهدهی همسرم، شاید به این خاطر که در اعماق وجودم باور داشتم نقش من حاشیهایه. اما حالا مادرها رو توی خیابون و پارک و سوپرمارکت زیر نظر میگیرم و سعی میکنم رازهاشون رو بدزدم. میخوام بدونم چطور میشه با یه بچه حرف زد، چطور میشه کاری کرد که اونا از اینکه زندهان احساس خوشحالی کنن.»
آخرین نظرات
نظر خود را بنویسید
کتاب های مشابه
ناتوان
مترجم:
فاطمه حامدی فر
راوی:
مریم اعتضادی, میثم کبیری, فاطمه صداقتی, سپهر ترابی, فاطمه آل عباس, محمد شریفی مقدم, زهرا سلیمی, رامین سلیمی, میلاد مبینی, انسیه سعیدی, ابراهیم ربیعی, امیررضا قلینژاد, محمدمهدی اداوی, سعید مقدم منش
هزینه: 260,000 تومان