کتاب صوتی جستجوگر و نشانهها
نویسنده: هاکان منگوچ
مترجم: شهرزاد صدر
تدوین صوتی: صادق مهرانی
مدیر پروژه: لیدا محمودی
ناشر: گویا
صدابردار: پرناز دولتیاری
ناظر کیفیت: سحر ایزدپناه
زمان: 05:58:28
شنیدن نسخه صوتی کتاب
معرفی کتاب
«جستجوگر و نشانهها» اثر هاکان منگوچ، کتاب صوتی است که یک سفر عرفانی و روحانی را، مستند بر یک واقعهی واقعی، در قالبی داستانی روایت میکند. شخصیت اصلی، «هاکان»، پسری صوفی است که از سوی استاد خود مأموریت یافته تا کتابی ارزشمند را بیابد. او نقشهای در دست ندارد؛ تنها باید به نشانهها تکیه کند تا راه خود را در این سلوک درونی بیابد.
دربارهی کتاب صوتی جستجوگر و نشانهها: سیر و سلوک در سایهی نمادها
برای روح جستجوگر، هر پدیدهای میتواند یک سرنخ باشد. «هاکان» در این کتاب صوتی (با عنوان اصلی Her Karsilasma Bir Mesajdir) موظف است این نمادها را کشف کند تا به سرمنزل «بیداری درونی» و درک حقیقت نهایی حیات برسد. مسیر عرفان، همانطور که منگوچ نشان میدهد، دشوار است. در نقطهای حساس، «عذرا»، آشنای قدیمی هاکان، سر و کلهاش پیدا میشود و به عنوان اولین نشانه، انگیزهی او را برای ادامه دادن تقویت میکند. هاکان منگوچ، نویسندهی ترکتبار محبوب، در این ماجرای پرکشش، اصول بنیادین تصوف را درون یک قالب ماجراجویانه گنجانده است.
تولد مأموریت: آغاز جستجوی کتاب سرنوشت
ماجرا با فراخواندن هاکان توسط استادش آغاز میشود: «به مسجد قلندریه برو و آن کتاب کهن و نفیس را برایم بیاور.» هاکان از مکان دقیق کتاب یا تحویلدهندهی آن بیخبر بود، اما یقین داشت این اثر اسرارآمیز و محتوایش، آیندهی او را متحول خواهد کرد. چارهای جز اعتماد به ندای قلب و برداشتن اولین قدم در تاریکی نبود؛ بهویژه آنکه ذهن منطقی و کنترلگر او، چندان هم در این سفر معنوی یاریاش نمیکرد.
منگوچ در طول این سفر خودآگاهانه، مفاهیم عمیقی را به گوش مخاطب میرساند. هاکان باید از مرحلهی «جوینده» بودن عبور کند و به مقام «یافته» یا درویش برسد؛ این امر مستلزم بازنگری کامل در نگرشهای اوست. در این کشف و شهود، زمان و فضا در هم میتنند و مرز میان حقیقت و خیال کمرنگ میشود. هاکان به درستی دریافته است که در این تجربه پیچیده، تسلیم شدن و هماهنگ شدن با جریان نشانهها، سریعتر از تکیه بر درک محدود عقل به مقصد نهایی میرسد.
رنج درویشی: آزمونهای سرنوشت در جادهی حقیقت
هیچ سفری بدون رنج به پایان نمیرسد، و سفر هاکان نیز مملو از لحظات تلخ و شیرین است. دست سرنوشت پیوسته او را در دوراهیهای انتخاب قرار میدهد و صداقت و جدیت او را میآزماید؛ این همان چیزی است که عارفان آن را «رنج درویشی» مینامند؛ رنجی که لازمهی دستیابی به هر گنجی است، خصوصاً گنجی به ارزش رشد درونی.
در اوج سختیها و لحظات ناامیدی، عذرا همچون یک راهنمای دلسوز ظاهر میشود. عذرا که فارسی را در تهران آموخته، به هاکان کمک میکند تا اشعار بزرگان ادبیات عرفانی چون شمس و مولانا را عمیقتر درک کند و آینهای میشود که ایرادات هاکان را به او بازمیتاباند. ملاقات مجدد آنها پایان راه نیست، بلکه آغاز مرحلهای جدید در مسیر مشترکشان است. این کتاب را نشانهای برای حرکت در مسیر روشنایی درون خود ببینید.
این اثر توسط نشر صوتی موج کتاب و با همکاری انتشارات گویا عرضه شده است. ترجمهی اثر بر عهدهی شهرزاد صدر بوده و روایت شنیداری آن با صدای گرم مهدی مجنونی کسمایی به گوش مخاطب میرسد.
کتاب صوتی «جستجوگر و نشانهها» برای چه کسانی جذاب است؟
اگر به دنبال درک مفاهیم معنوی، عرفان و سلوک از طریق یک داستان شیرین و تمثیلی هستید؛
اگر خود را فردی جستجوگر میدانید و در پی یافتن مأموریت زندگیتان هستید؛
اگر از داستانهای آموزنده و قصههای پندآمیز استقبال میکنید و میخواهید نشانهی بعدی خود را بیابید.
در بخشی از کتاب صوتی جستجوگر و نشانهها: برای جستجوگر واقعی همه چیز یک نشانه است میشنویم
سه دانشجوی رشتهی زبان و ادبیات فارسی از دانشکدهی ادبیات و علومانسانی دانشگاه تهران به همراه دو استاد به استانبول آمده بودند.
با هم روی محتوای یک کنفرانس کار میکردیم. تأثیر ادبیات، زبانها و خوانشهای کیفی بر سیستم شناختی، احساسات، شیوههای تفکر، رفتارها، سطح توسعه، روانشناسی و حالات روحی را بررسی میکردیم. من یادداشتبرداری میکردم و محتوای آموزشی تولید میکردم.
مهمانان ما سه روز بود که اینجا بودند و عصر با پرواز به کشورشان باز میگشتند. ساعتها مطالعه کرده بودیم و دربارهی ترجمهی کتابهایی که آنها با خود آورده بودند، صحبت کرده بودیم.
اگرچه سه روز بسیار لذتبخش و پرباری داشتیم، اما همه خسته شده بودیم.
جلسه را تمام کردیم تا قبل از خداحافظی با هم شام بخوریم. در دفتر یک سفرهی عالی چیده بودم. نمیخواستم آنها را بدون اینکه از طعمهای آشپزی ترکی بیبهره بمانند بدرقه کنم. سفرهمان شلوغ و پربرکت شد. همکاران و دوستانم هم آمده بودند. مهمانانم در حال صرف غذا بودند. دلمهی برگ موی خانم اولکر همسایهام که با دست پیچیده شده بود، ستون سفره بود. خانم اولکر عاشق مهمانان ایرانیمان بود و هر روز انواع خوراکیها، شربتها، کوفتهها و شیرینیها را برایشان میآورد.